خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
بهنام
آرشیو وبلاگ
شهریور ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
بهمن ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
اردیبهشت ۸٥
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
لینک دوستان
مولود
چشم های فرشته
ديوونه خودتي
صدف
امانت عشق
گل یخ
دختر خوابگاهی
پاييز هميشگی
فاطيما
هپی
آمار وبلاگ
hits.
خدایا شکرات که اجازه دادی یه سال دیگه هم زنده باشم و ماه رمضان را بیبنم .خدایا مرسی که منو دعوت کردی ....
بنده ی کوچک تو بهنام
پيام هاي ديگران () link شنبه ٢۳ شهریور ،۱۳۸٧ - بهنام
رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند
پيام هاي ديگران () link جمعه ۱٥ شهریور ،۱۳۸٧ - بهنام
تولدم مبارک
وقتی امرور شمع ها رو شموردم ٢١ تا بود.خدا یا شوکرت به خاطر خیلی چیزا..........
بهنام
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٧ - بهنام
آی آدما٬ آی غنچه ها٬ آی کوچه ها٬ تو رو خدا بگین نره
پیاده ها ٬سواره ها ٬مسافرای جاده ها٬ تو رو خدا بگین نره
تو رو خدا بگین نره٬ اگه بره٬ من حرفامو به کی بگم؟
آخه من هم عاشق شدم٬ داره میره ٬من چی بگم؟
آهای شبا ٬ستاره ها٬ ترانه ها٬ اگه بره٬ قشنگی ها رو میبره
آی آدما٬ مسافرا ٬پنجره های کوچه ها٬ تو رو خدا بگین نره
عاشق شدم ٬اون می دونه٬ واسه همین داره میره
اگه بره٬ کی تو شبام٬ شعرام رو از من می گیره؟
نرو ٬بمون٬ اگه کمم ٬عاشق شدم خیلی زیاد
یادش به خیر٬ چه زود گذشت ٬اون اولا یادت میاد؟
مترسکی غریب بودم ٬تنها بودم٬ ساکت و بی صدا بودم
قشنگ بودی٬ بچه بودم٬ از آدما جدا بودم
یه حرفی موند٬ توی دلم ٬بهت بگم ٬از روزی که گفتی میرم
خواستم بگم ٬دوستت دارم ٬دوستت دارم ٬دوستت دارم
نه خنده ها٬ نه گریه ها٬ نه اونهمه ترانه و گلایه ها
هیچی به یادت نمیاد٬ نه بوسه و نه کوچه و نه سایه ها
داره میره ٬تا دوباره٬ ساکن اون شبها بشم
تو باغ سرد لحظه هام٬ مترسکی تنها بشم
عمر منم با رفتنت ٬انگاری رو به آخره
منم می خوام عاشق بشم٬ تو رو خدا بگین نره
می خواد بره ٬تنها بره٬ تو فکر راه سفره
آی آدما ٬ستاره ها ٬مسافرا٬ تو رو خدا بگین نره
بهنام
پيام هاي ديگران () link جمعه ٦ اردیبهشت ،۱۳۸٧ - بهنام
یه روزایی اینجا خیلی خوب بود.این وبلاگ حرف های زندگی من بود.یه روزایی سارا بود........همه رفتن .یه روز من هم میرم
دلم گرفته............
خدايا!
ذهنم پريشان است
قلبم بيقرار است
افکارم شوريده اند و
درمانده ام
پس رشته زندگيم را
به دستهای امن تو می سپارم
......توفان ميخوابد
و آرامش تو حکمفرما ميشود
خــــــــدايــــــا!
اگر صلاح تو بر من در سوختن من است ميسوزم
ولی اگر غير از اين است و آنها مرا به اختيار خود ميسوزانند
به همه آنها لعنت ميفرستم
و اين لعنت را از ته قلب برای اجرا
به تو تقديم ميکنم....
بازم ميگم.....خدايا شکرت....با همه سختی ها....با همه غم ها...با همه بغض ها....
بهنام
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٦ - بهنام
و تو ای خدا تو که میشنویی و میبینیی............اخه تو چقدر صبر داریی
دوست دارم خدا
به قلب من خرده نگیر
به اون که عاشق تو
به اون که با دستای تو
ستاره ها رو می شمره ؛
به چشم من نگاه بکن
شاید اونا هم بدونن
همین نگاه سبز توست
که من رو زنده می کنه ؛
تموم لحظه های من
بدون تو کشته شدند
جون نمونده تو تنم
رفتش و من تموم شدم ؛
حالا اگه تو نباشی
چی بسرم می خواد بیاد؟
روزا رو زنده بمونم
شاید که مرگ من بیاد ! ؛
******************************************
آرزو دارم دستي در دستانم بود و مرا نوازش ميكرد
اي كاش آن دست، دستان مهربان تو بود!
آرزوي آغوش گرمي را دارم كه مرا در آغوش خود گيرد
ودر اغوشش با من با صداي آهسته درد و دل كند
و اي كاش آن آغوش، آغوش گرم تو بود!
آرزوي يك بوسه را دارم!
بوسه اي از سوي يك لب سرخ!
از سوي كسي كه زندگي
من است و با تمام وجود دوستش دارم
بهنام
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟. بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده
بهنام
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٥ - بهنام
اگر از آن سو به تو روي مي آورم که مرا از وجود جهنم نجات دهي از شعله هاي آن
خدايم!
مرا از خودت مران .
عاشقانه ياد من باش
اگه باشی با نگاهت، ميشه از حادثه رد شد
ميشه تو آتيش عشقت، گُر گرفتنُ بلد شد
ميشه از چشم تو پرسيد، راه کهکشون ِ نورُ
ميشه با دشت تو فهميد، معنی پل عبورُ
اگه دوری، اگه نيستی، نفس فرياد من باش
تا ابد، تا تهِ دنيا، تا هميشه ياد من باش
همترانه! ياد من باش
بی بهانه ياد من باش
وقت بيداريِ مهتاب،
عاشقانه ياد من باش
من تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از هزار فرسخ راه دور در خشم ، در مهربانی ،
در دلتنگی در هزار همهمه دنیا ، یکه و تنها بشناسد. من تو را سخاوتمندانه به کسی هدیه
می دهم که راز آفتابگردان و تمام سخاوتهای عاشقانه این دل معصوم را بداند. و ترنم
دلپذیرهرآهنگ ، هر نجوای کوچک برایش یک خاطره مشترک باشد. او باید از رنگین کمان
چشمان تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت آفتابی است یا آن دلی که من برایش می میرم سرد
و بارانی است. ای بهانه زنده بودنم تو را سخاوتمندانه به کسی هدیه می دهم که قلبش بعد ار
هزار بار دیدن تو باز هم به دیوانگی و بی پروایی اولین نگاه من بتپد همان طور عاشق ، همان
طور مبهوت. با آن وقار بی مثال آیا کسی پیدا خواهد شد؟ از من عاشق تر و از من برای تو
مهربان تر! تو را سخاوتمندانه با دنیایی حسرت خواهم بخشید. و او را که از من عاشق تر است
هزار بار خواهم بوسید...
و خدا به موسی (ع) گفت :
هرگاه بنده ای مرا می خواند آن چنان به سخن او گوش می سپارم که گويی بنده اي جز او ندارم ...
اما شگفتا!! که بنده ام همه را چنان می خواند که گويی همه خدای اويند جز من !!!
اويند ... جز من !!!
شاد باشيد

بهنام
پيام هاي ديگران () link شنبه ٢ مهر ،۱۳۸٤ - بهنام
به نام او که موسیقی کیهانی را عاشقانه می نوازد
نيمه شعبان است
وصداي سبز پاي بهار مي آيد
زمزمه روشن عندليبان وصل مي وزد
نبض حضور منتشر شقايق در رگه هاي خشك غيرت زمين مي تپد
و از مجمع اهل بيت گل سرخ ، رايحه دلاويز ديگري جاده هاي خاكي زمان را خوشبو مي دارد

عاشقان عيدتان مبارك باد
بهنام
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٤ - بهنام
سلام
نمی دونم چرا اينقدر دوست دارم بنويسم.۴ساعت از امتهان کنکور امروز گذشته نمی دونم چرا اينقدر نا اميدهستم. درسته که سخت بود ولی برای همه سخت بود ولی باز ته دلم ناراحتم باز به خودم ميگم به جهنم که خراب شد
امروز صبح ساعت ۵:۲۰بلند شدم نماز خواندم با کلی ارزو و اميد رفتم سر جلسه
صندلی را پيدا کردم و محکم نشستم و گفتم حتما قبول می شم و توکل کردم به خدا .
وقتی سوال های عمومی رو ديدم اول ادبيات رو شروع کردم ديدم سخته گفتم برم
سوال های معارف رو جواب بدم ديدم اون که سخت تر از اولی
گفتم زبان رو که حتما بايد تمامشونو بلد باشم شروع کردم سوال های زبان را زدم
۵تا سوال اخری که در باره ی متن بود را گذاشتم برای بعد .دباره رفتم از اول سوال
های ادبيات رو نگاه کردم سخت در حال زدن بودم که يه مرتبه اعلام کردن که وقت
تمام شد به خودم امدم ديدم هنوز نصف سوال های معارف را نزدم تازه ۵ تا سوال های
زبان را هم نزدم .يکی از مراقب ها امد گفت وقت تمام شده بده به من پاسخنامه را .
داشت اشکم در می يامد .
بعد سوال های اختصاصی را بر داشتم .وای خدا چرا اينقدر فيزيک رو سخت دادن
چشمامو بستم صفحه رو ورق زدم .سوال های شيمی و رياضی خوب بود
رفتم خانه اول بابا پرسيد چکار کردی گفتم قبول ميشم به مامان هم همين را گفتم
نهار هم نتونستم بخورم الان هم از خواب بيدار شدم و به شما هم ميگم که قبول
ميشم(البته اگه خدا بخواهد)
دلم می خواهد يه اهنگ غمگين بگذارم صداشم زياد کنم البته اين کار کردم
شهرام داره می خونه : وقتی جای خنده غم ميشينه روی لبام ..................
تو می تونی دلم را شاد کنی.......
تو ميتونی
كنار چشم تو مي مانم تو اي ســـخاوت باراني
كه سرپناه دلم باشي دراوج بي سرو ساماني
دلم گرفـته و مي داني ولـي ترانه نمي خواني
كنار ايـن هـمه دلتنگـي براي ايـن همـه ويراني
به شاخه شاخه دسـت تو گـل محمدي آويـزم
به خاك پاي تو ريزم من ترانه هاي گل افشانی
برام دعا کنين
بهنام
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٩ تیر ،۱۳۸٤ - بهنام
خدايا فردا روز سرنوشت من است تورو به خدايی خودت قسم ميدم کمکم کن
دوست دارم خدا جون
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٤ - بهنام
خدایا خسته ام
.خدا یا چرا اینجوری می کنی با من خدیا تورو به خدایی خودت قسم میدم کمکم کن راه درست انتخاب کنم خدایا خیلی دلم پره خدایا وقتی این ادما رو میبینم که دنبال هوس و کثافت کاریهاشون هستن و از عشق بویی نبردن حالم بهم می خوره خدایا خیلی دوست دارم خیلی .
پروردگارا به درگاه تو پناه می اورم و تو نیز پناهم بخش تا موجودی ازمند و خویشتن دوست نباشم
پروردگارا روا مدار که سر به دنبال هوس بگذارم
پروردگارا به تو پناه می اورم که از ان چه نمی دانم سخن بگویم
به تو پناه می برم که به حق خویش اکتفا نکنم و از حد خویش پای به در برم و ان چه شایسته ی من نیست تمنا بدارم.
خدایا یعنی دارن به من دروغ میگن .خداکنه دروغ باشه .خدایا میسپارم به خودت.نمی دنم چرا اینقدر دوست دارم گریه کنم شاید فقط گریه میتونه ارومم کنه
نفرینت نمی کنم ولی میسپارمت به خدا خدا خودش میدونه
خودش میدونه داره هر کسی ارزویی این باشه ارزومون نریزه ابرویی
با هم بیایم دعا کنیم خدامونو صدا کنیم
که اسمون بباره فراونی بیاره
ازش بخوایم برامون سنگ تموم بذاره
راه های بسته باز شه هیچ کسی غریب نباشه
صورت و شکل هیچ کس مردم فریب نباشه
خدایا مارا در پناه خودت قرار بده
یا ارحم الراحمین
همه رفتند، کسی دور و برم نیست
چُنین بی کس شدن در باورم نيست
اگــر ایـن آخـــر و ایـن عـاقـبـت بـُــود
به جز افسوس، هوائی درسَرم نیست
همه رفتند، کسی با ما نموندش
کسی حرف دل ما رو نخوندش
همه رفتند ولی این دل ما را
همون که فکر نمی کردیم سوزوندش
چه حاشا تقه ای بر در نخورده
که آیا زنده ایم یا جان سپرده
که حاشا صحبتی، حرفی، کلامی
که جزو رفته هائیم ما نمرده
عجب بالا و پائین داره دنیا
عجب این روزگار دلسرده با ما
یه روز دور و بَرَم صد تارفیق بود
منو امروز ببین تنهای تنها
خیال کردم که این گوشه کنارا
یکی داره هوای کار ما را
یکی هم این میون دلسوز ما هست
نداره آرزو، آزار ما را
عجب بالا و پائین داره دنیا
عجب این روزگار دلسرده با ما
یه روز دور و بَرَم صد تا رفیق بود
منو امروز ببین تنهای تنها
تنهای تنها، تنهای تنها، تنهای تنها
پيام هاي ديگران () link جمعه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٤ - بهنام

زمین و آسمان مکه آن شب نور باران بود
و موج عطر گل در پرنیان باد می پیچید
امید زندگی در جان موجودات می جوشید
هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود
شبی مرموز و رویای ....
همه سیاره ها در گوش هم آهسته می گفتند
که امشب نیمه شب خورشید می تابد
ز شرق آفرینش اختر امید می تابد
****************
در آن دم «آمنه» مرغکی را دید با پرهای یاقوتی
و منقاری زمرد فام
که سویش پر کشید از بام
ودر صحن سرا پر زد....
به ناگه درد او آرام شد آرام
به کوته لحظه ای گرداند سر را «آمنه» با هاله امید
تنش نیرو گرفت و در دلش نور خدا تابید ....
****************
شنید از هر کران عطر دلاویز «محمد» را
_ الا ای «آمنه» ای مادر پیغمبر خاتم
سرایت خانه توحید ما باد و مشید باد
سعادت همره جان تو جان «محمد» باد
****************
روانت شاد بادا !
کجایی ای عرب ای ساربان پیر صحرایی؟
کجایی ای بیابانگرد روشن رای بطحایی
«محمد» زنده و جاويد خواهد ماند
«محمد» تا ابد تابنده چون خورشيد خواهد ماند ... مهدی سهيلی










